X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1387

رج اول

این دوره هفت روزه که سر میرسد ویار تو را میکنم...

تو نیستی و من هنوز به نازیدن در این دوره عادت دارم...

کمرم که درد میگرفت با کاسه ی حریره بادام روبه رویم می ایستادی..

سیب ترش نمی خریدی..خیار ممنوع بود..گوجه سبز را قایم میکردی...

دلم تنگ شده!!!!

همین دیروز که با صدای بلند آه و ناله میکردم، باور میکنی منتظر ِ بوی بد حریره ی بادام بودم؟و نگاهت که چقدر دلش سوخته بود!!! و تو که نیامدی من بلند بلند گریستم...

این چند روز که می آید باید مواظب خودم باشم که مبادا برای مرد همسایه که شارژ ساختمان را جمع میکند ناز کنم...یا برای مرد میوه فروش سر کوچه...از خودم میترسم و تو را میخواهم..